"هوای اردیبهشت"  

پنج شنبه 18 ارديبهشت 1387

حيف نيست روزهاي قشنگ ارديبهشت بگذرد بدون پرسيدن لاله هاي دشت ارغواني و صحراي علاقه؟ حيف نيست ارديبهشت برود بي آنكه دراحوال آبشار خاطره و شب هاي دره ي پريان نشستن و آواز بلبلان دشت تماشا را رصد كردن؟ حيف نيست بهاري كه باز نمي گردد برود و خاطره ي دست هاي نوروز لبه تاقچه باشد و من از ترس اينكه آفتاب برود، شب برسد و سحر نيايد بنشينم و طرح كتاني هاي سفيدي را ورق بزنم وهي كنار دفترم ستاره ستاره ستاره بكشم و با خطي از نستليق شكسته تر تمرين كنم:

تو از قبيله ي لبخند، من از قبيله ي اندوه

فضاي فاصله صد آه

فضاي فاصله صد كوه

و بدهم دست نسيمي كه لابلاي شب بوها مي گردد تا برساند به ماه آنطرف شمعداني ها، و به او بگويم به بانوي مهتاب سلام برساند و خبر بدهد كوچه ي بن بست تنها به ناز قدم هاي شماست كه هنوز مانده و به اميد واري اش افتخار مي كند.

حيف است ارديبهشت باشد و كوچه باغ هاي گل و بلبل دست هاي روشن ماه را نداشته باشند و صداي قدم هايي را نفس نكشند كه امروز را به فردا مي رساند.

ارديبهشت است و از آواز برگ ها و صداي پرنده ها مي شنوم

تو از قبيله ي ليلي آه من از قبيله ي مجنون

تو از سپيده و نوري من از شقايق پر خون

تو از قبيله ي دريا من از نژاد كويرم

هميشه تشنه و غمگين هميشه بي تو اسيرم. 

 

  نظرات و پیام های شما :

پيغام از سيد علي  در تاريخ چهارشنبه 15 مرداد 1387
 سلام استاد كجاييد دلمان تنك است

پيغام از نه نه بلقیس  در تاريخ پنج شنبه 9 مرداد 1387
 سلام. کجایی ننه؟ دلم واپسته!!

پيغام از ...  در تاريخ پنج شنبه 2 مرداد 1387
 آقاي مهندس نيستيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ه

پيغام از آشنا  در تاريخ یکشنبه 22 تير 1387
 آقاي مهندس
سلام. ظاهرا مشكلي پيش آمده يا ...
اما هرچه هست من هر هفته مي آيم براي خواندن متني جديد و تازه.
منتظريم. موفق باشيد و شاد و صد البته دست شما پر توان
در پناه حضرت حق

پيغام از Z-A  در تاريخ جمعه 13 تير 1387
 salaam aghaaye mohandes
haale shomaa?
omidvaaram khoob o khosh o slaamat baashid
age mishe ID tuno lotf konin ke ma a bertunim baa shomaa dar tamaas baashim
mamnoon
dar panahe hagh


پيغام از نه نه بلقیس  در تاريخ پنج شنبه 29 خرداد 1387
 امیدوارم دسسایی مثه مثه خودش هم یه جایی بند بشه که منتظر جای خالی دست کسی نمونن!! از نظر بهداشت روانی توصیه می کنم به یک روانپزشک با تجربه مراجعه کنی مثله خودت!! مطمئننم بهتر می شی!

پيغام از نه نه بلقیس  در تاريخ پنج شنبه 29 خرداد 1387
 سلام به همه تون. موافقم نه نه جون! آ. نعلچی! کاش مثل خودت مثل خودش مردونه وامیسساد و می گف قراره کجاش بسوزه! تا ما برا حلل مشک لاتش بچاریم!
رضوان یعنی چی؟ من از واجه های محللی تون سر در نمی یارم.
من خبر نداشتم پسرم امیرعباسم مهندسی نقشه کشی خونده اسمش چیه؟ اُمرانه یا معماری؟
بازم حکمن بهتر از مشاغل محافل ورراجیه!
سر باند یعنی چی؟ باند فرودگاس؟ کاشان که فرودگا نداره!!!!

پيغام از ا.نعلچي  در تاريخ یکشنبه 25 خرداد 1387
 سلام پيش كش به آقا مهندس ارجمند:
آرمانشهر من
جايي كه شهردار ندارد. چون ما هستيم. گربه ها خودشان براي واكسينه شدن مي روند( قابل توجه مثل خود خان) سالي يكبار براي كنترل مواليد سگها بيشتر وقت صرف نمي شود.آدمها وقتي سركار ميروندخودشان آشغالهاشان را جايي پاي درختها چال ميكنند.
كسي از كسي بي خود تمجيد نمي كند. حرف مفتي هم در كار نيست.
اگر جايي بخواهد بسوزد اعلام مي كند كه كسي نترسد. موشها هيچ شكايتي از سم و چسب موش و تله هاي آنچناني ندارند.حقوق آدمها ننوشته اجرا مي شود. كسي سوار نيست چون هيچ كس پياده نيست. آدمها را با كار كردنشان مي سنجند نه با كار ناكرده. يعني نمي سنجند. مي شناسند.
بهشتشان كنار هم بودن است و جهنمي نمي شناسند تا تعريفش كنند. اگر تنها بمانند تا سالها قصه شان مي شود نقل محافل كه يعني اين جهنم بوده است. تصدق پدر مادرها كه همه را بچه خودشان مي دانند و نمي شود فهميد كي يتيم است و كي دلسوخته.
صحبت اضافه اي براي اين شصت هفتاد سال عمر ندارند جز كار كردن براي هم و با هم.
اگر كسي توي اين آرمانشهر بخواهد با اسم يا بي اسم عقده گشايي كند مي آيد روبروي آينه( ايضا آقاي مثل خود) كارش كه تمام شد بجاي شكستن و چال كردن آينه، سه روز آنرا مي گذارد جلوي آفتاب سايه اي كه نور را به سايه بتاباند. آنوقت پاك مي شماردش و دوباره روي ديوار قرارش مي دهد.
باران فقط وقت تشنگي مي بارد و گرما براي دلها درجه اش را تنظيم مي كند.
گاهي كه سرما همه گير شد، آنوقت پيري پيدا مي شود كه نفسش همه را مي گرداند توي گرداب آسياب آبي تا همه دوباره آرد يكدست و صافي شوند و كنار هم فرقي نداشته باشند.
آدم كيف مي كند وقتي گل مي بيند و بچه اي كه در سايه روشن گلبرگها خوابيده.
آدمها زنده اند و حرافها و خرافه گويان همه سالها پيش از شهر دور شده اند.
اين شهر هيچ حد و مرزي ندارد. ولي فعلا جمعيتي كوچك دارد كهعميقن معتقدند، چندي ديگر اين شهر تمام دنيا را مي گيرد.
مي دانم كه صادقند و راست مي گويند. چون زندان و محبسي توي شهر نيست.
مي دانم كه راست مي گويند. مي دانم.
بخاطر آقاي مثل خود بايد بروم روبروي آينه.
پس فعلن خدا حافظ .
سالم باشي مهندس جان

پيغام از حامد دربانیان  در تاريخ شنبه 3 خرداد 1387
 erbame dich....
ونگاه تو
و سکوت پنجره.
باد عبور می کند و
برگ خجالتی را پنهان.


پيغام از رضا حسامي  در تاريخ شنبه 3 خرداد 1387
 به دنيايي كه مردانش عصا از كور ميدزدند
من خوش باور ساده محبت آرزو دارم

پيغام از مهدی...  در تاريخ سه شنبه 30 ارديبهشت 1387
 آفتاب زندگی شما تابنده بادا.
حالا مدتی است حس می کنم کم حال هستید
البته لحظه را می گم

پيغام از مهدي  در تاريخ یکشنبه 28 ارديبهشت 1387
 تولدتون مبارك. استاد عزيز!

پيغام از اشنا  در تاريخ سه شنبه 23 ارديبهشت 1387
 راستي امشب مي روم و دوباره براي چند مين دفعه ترانه ي تو از قبيله ليلي... از مهر پويا را مي شنوم

پيغام از اشنا  در تاريخ سه شنبه 23 ارديبهشت 1387
 استاد مهربان احوالتان چگونه است؟
خيلي وقت است نيامده ام اين طرف ها

پيغام از ماه بانو  در تاريخ سه شنبه 23 ارديبهشت 1387
 گفتی شنا بلد نیستی نازنین
ترا غرق بوسه خواهم کرد..
(؟)

پيغام از ...  در تاريخ یکشنبه 21 ارديبهشت 1387
 همه ما از قبیله مجنونیم. و بعضی ها مجنون تر

پيغام از علیرضا  در تاريخ یکشنبه 21 ارديبهشت 1387
 از حرف های شما سر در نمی آورم.
به هر حال موفق باشید و امیدوار

پيغام از مريم(شبگرد کوچه باغ ترانه)  در تاريخ یکشنبه 21 ارديبهشت 1387
 سلام
ممنون که سر زدید.آرزو میکنم که سلامت باشید و شاد.
یاعلی

پيغام از علی و شادی  در تاريخ شنبه 20 ارديبهشت 1387
 اردیبهشت این همه یاد راچه کنم ؟
منتظرم تا رقص شکوفه های اردیبهشت


پيغام از سیزده به در  در تاريخ پنج شنبه 18 ارديبهشت 1387
 دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد

 * فيلدهاي ضروري

 * نام و نام خانوادگی :
 پست الكترونيكي :
  Bold Italic Underline
 * پيغام شما :
 (max. 10000 characters)
 شمارش كاراكترها :